جنگ قاورقان

به سال 1287 شمسی عساکر عثمانی از سوی باشقالان وارد آذربایجان شده و اکراد با مشاهده آنان دل و جرئت یافته  و همراهشان تا روستای قولنجی پیش آمده و پایگاهی ساخته و مستقر می شوند و عملا در نبود قدرت دولت مرکزی حکومت را بدست می گیرند.

هر روز بر اهالی فشار آورده وآذوقه  شان را به یغما برده و اکراد نیز در تعدی جسورتر می شوند که حاج ناظم آقا با احساس مسئولیت به ارومیه رفته و ضمن مذاکره با معتمدین شهر و حکومت قرار بر مقاومت گذاشته و نامبرده با جمع آوری قوا از محال انزل آماده نبرد با قشون عثمانی و عقب راندنشان می شود.

پس از مراجعت از شهر ضمن مشورت با اطرافیان به جهت قلت افراد صلاح دیدنددر این کار بزرگ همکاری عمر خان شریفی رئیس ایل شکاک را بخواهند و لذا با چند معتمد به روستای زیمدشت رفته و مورد پذیرایی گرم عمر خان واقع شدند و عمر خان موافقت خود را با اعزام دویست سوار جنگی اعلان داشت.

نزدیک غروب که حاج ناظم اقا عازم بازگشت به قره باغ می شود بین راه احتیاط نموده و راه معمول را تغییر داده و از راه غیر معمول باز می گردد و بعد معلوم می شود عمر خان افرادی را کمین گمارده بود تا حاج ناظم را ترور کنند.

با جمع آوری نیرو از محال انزل حاج ناظم با عده معدودی وارد روستای قوشچی می شود و در مقابل عساکر عثمانی برای احتراز از نبرد از جمال اباد و گلوان عقب نشینی کرده و در قولنجی متمرکز می شوند و با فرستادن پیکی پیشنهاد صلح می کنند.

بعد از یک ماه مذاکره نامه ای با عنوان قائم مقام عثمانی به قوشچی رسید که دخالت در قرائ انزل خطای یوزباشی بوده که مجازات خواهد شد.

ما این چند روزه به سوی باشقالان حرکت می کنیم.

حاج ناظم پیک را پذیرفته و با قبول عقب نشینی عثمانی از اذربایجان پیمان صلح می بندد و با حصول مقصود افراد خود را برداشته و به قره باغ بازمی گردد.

که فرمانده عثمانی بلافاصله به قوشچی حمله می کند و اهالی قوشچی بدفاع برخاسته و با شنیدن صدای تیر مکر فرمانده عثمانی اشکار و حاج ناظم با افرادش مراجعت نموده و به یاری اهالی می شتابند و قشون عثمانی را تا کوه گارنا عقب می رانند.

عمر خان که با حاج ناظم آقا پیمان بسته بود با دویست سوار به یاریش بیاید روز دوم به یاری لشگر عثمانی آمده و درجمال آباد مستقر می شود.

افراد حاج ناظم آقا از ادامه نبرد مایوس می شوند ولی ایشان با بیانات مهیج و استشهاد از پیشوای کربلا آنها را دلگرم و امیدوار می کند و حتی برادرش عباس را که می خواست از صحنه نبرد بگریزد در خط مقدم گذاشته و می گوید که اگر عقب بکشد خودش از پشت هدف گلوله قرار خواهد داد.

بدین ترتیب کسان خود را در میان رزمندگان گذاشته و مقاومت می کنند.

روز سوم از سلماس عده ای کمک بهمراه کربلایی عبداله کهنه شهری و باقر خان قراچه داغی به قوشچی امده و نبرد را تا روز نهم ادامه می دهند.

روز دهم معتمدان ارومیه آیدین پاشا نامی از مبارزین راه مشروطه را با 50 سوار سور و سات داده و به یاری قوشچی می فرستند که در میانه راه عمرخان با سوارانش راه را بر آنان بسته وآیدین پاشا با اندیشه اینکه عمرخان دوست است و کاری ندارد غافلگیر شد و عمر خان همه را قلع و قمع می کند جز نه نفر مجروح که بعد از پایان نبرد به زحمت به قوشچی می رسند.

در این هنگام حاج ناظم افراد را سه قسمت می کند قسمتی را به سوی گارنا و اردوی عثمانی و قسمتی را از کناره دریا بهمراهی برادرش عباس و قسمتی را در سنگرها نشانده و سنگر به سنگر فتح کرده به جلو می روند.

آن روز صدای یا علی مردان یا رب یا رب به عرش می رسد .آنچنان آتشباری و تیراندازی که قیامتی برپا می شود و در عرض سه ساعت و نیم قشون عثمانی عقب رانده می شود و نه نفر مجروح فرصت  می یابند به جای امن برسند.

اکراد جنازه ها را لخت کرده و تمام البسه را نیز با خود برده بودند.

فردای آن روز حاج ناظم آقا آدمی تعیین می کند که جنازه 41 نفر را به قوشچی آورده دفن نمودند.

چند روز بعد نماینده عثمانی وارد اورمیه شده و با حکومت به قولنجی آمده و پس از مکالمات بسیار متارکه جنگ می شود.

عسگر به قولنجی باز می گردد و حاج ناظم را بهمراه دو پسر و خانواده شان – میر ابراهیم و میر شفیع جمعا 27 نفر- بنا به سیاست وقت به تبریز می برند و مدت کمی آنجا مانده .باز به قره باغ باز می گردد و مشغول کار خود می شود.

تا اینکه به سال    و ورود دوباره عثمانی با فشار دول خارجی به مشهد تبعید می شوند.

حاج ناظم به عتبه بوسی حضرت امام رضا ع رفته و مجاور قبر شریف گردید و همانجا وفات یافت

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.